ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

491

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

فصل 29 علاج حبّ مدح و كراهت ذم چون دانسته شد كه حبّ مدح و كراهت ذم از مهلكات است ، پس بايد در صدد معالجهء آن برآمد . علاج حبّ مدح به اين است كه : آدمى اسباب و انگيزه هاى آن را ملاحظه كند ، و بداند كه هيچ يك از اينها در خور آن نيست كه سبب مدح و خوشآمد گويى قرار گيرد . اما دربارهء آگاهى و التفات به كمال به سبب مدح ، اگر مادح راستگو باشد پس شادى و نشاط بايد از فضل خداوند باشد كه اين صفات را عطا فرموده ، و اگر دروغ گويد بايد از مدح او اندوهگين شود نه آنكه شادمان گردد زير اين مدح در واقع استهزاء است ، علاوه بر اينكه حتّى در صورت صدق مدح شادمانى مطلقا از سفاهت است ، زيرا وصفى كه وى را به آن ستوده‌اند اگر از چيزهائى است كه سزاوار شادى نيست ، مانند ثروت و جاه و ديگر مطالب دنيوى ، شادى و سرور به آنها از كمى عقل است ، زيرا اينها كمالات موهومى است كه اصل و واقعيّتى ندارد ، و اگر از امورى است كه شايستهء شادى و خوشحالى است مانند علم و ورع ، شادى به آن بايد از اين جهت باشد كه انسان را به خدا نزديك مىكند ، و اين در صورتى است كه نتيجه و فايدهء آن كمالات سرانجام نيك و عاقبت خير باشد و اين معلوم نيست . پس ترس از خطر پايان كار دل را مشغول مىسازد و جائى براى شادى و نشاط نمىماند . و اما اگر محبّت مدح به سبب اين است كه دل ستاينده در تسخير او و نيز وسيلهء تسخير دلهاى شنوندگان است ، چنين محبّتى به حب جاه و منزلت در دلها باز مىگردد ،